کنچیوا فرزندانم:|
آماده ام وضع خود را توصیف بنمایم:|
اول ساعت هشت بلند میشی عین خر میای میشینی پشت لب تاپ میزنی اسکای روم:|
بعد دو ساعت منتظر میشینی که بیاد:|
حالا تو اون دو ساعت چی میکنی؟؟
میزنی مدیریت وبلاگ
تو یه زبانه دیگه می زنی گفتینو
تو یکی دیگه میزنی انیمه بلاگ
به همین ترتیب تک قلمرو قصر کدنویسی و ......
خلاصه کیفشو میبری که اسکای روم میاد:"/
- سلام بچه های گلم خسته نباشید درس امروز رو شروع میکنیم، کتاب ریاضی تونو باز کنین:|
از سوال 2 موندیم بیاد دانش آموز......... (همون من بدبخت:|(البته هر وقت هوس میکنه از من بپرسه صبح زود با صدای گرفته ازم میپرسه:|))
- سلام خانم معلم
- سلام دخترم خوبی؟
- بله ممنون شما خوبید؟
- ممنون ؛ .... سوال دو رو بخون:|
- سوال 2: مانند نمونه...
- وایسا! :| نمونه کو؟
- وبکمم رو بزنید بیاد لطفا:|
بعد زدن:
- دخترم صداتو ندارم:|
- :|
بچه ها تو چت باکس:
- خانم ما صدای شما رو داریم شما ندارید.
- خانمممممممم
- منننننننننننننننننننن مننننننننننننن (این جزو اون دستس که بی خیالن:|)
- خانم برید بیرون دوباره بیاید
- خانم :(
بعد از هزار سال:
- بچه ها کی صدای منو داره دستشو ببره بالا
* همه میبرن بالا*
- چرا دستاتونو بردید بالا؟ بیارید پایین:| ؛ خب حالا کی صدامو داره دستشو ببره بالا:|
* مجددا همه میبرن بالا:|*
- چرا دستاتونو بردید بالا بیارید پایین:|! ببین چقد از وقت کلاسمون رفت:|
معاون: خانم ......
- بله؟
معاون: صدام میاد براتون؟
- بله:|
* منم عین خر دارم حرف زدن اینارو نیگا میکنم میکروفونمم فعال:|*
داداشم : .... (هیچی منو صدا میکنه)
من : خفه!
قیافه معاون: @ـــــــــ@
* مدیر وارد میشود*
مدیر: سلام حاج خانم
- سلام حاج خانم:|
* یک ساعت حاج خانم حاج خانم کردن:/*
- خوب دخترای گلم کلاس امروزمونم تموم شد تکالیف فردا ریاضی یه صفحه از تقارن و یه صفحه از اندازگیری مینویسید. علوم درس 5 و 8 رو میپرسم:| خلعت بری و من ازتون فردا درس میپرسم:| خب خسته نباشید خدانگهدار
* بعد از رفتن معلم علوم و ریاضی*
*اومدن معلم فارسی و هدیه و قرآن و اجتماعی:|*
- سلام دخترای گلم خسته نباشید بچه ها ششم 2 ترک کنه ششم 1 بمونه ساعت 12 ششم 2 میاد.
* بیرون اومدن از اسکای روم*
یوهوووووووووووووووووXD
داداشم : چته:|؟
هیچی یه ساعت استراحت میتونم با خیال راحت انیمه ببینم:)
داداشم: کی گفته:|؟! بزن بازی آنلاین موتور سوار دیوانه کار دارم:|
:|~
*بعد یه ساعت*
بسه دیگه دستتو بکش کنار میرم اسکای روم:|
داداشم : بیا مال خودت یدونه نزاشت راحت یه بازی کنیم:|
:|||||||||||
*ورود به اسکای روم*
- ششم 1 ترک کنه ششم 2 هرچه سریعتر وارد کلاس بشه:|
تو چت باکس:
- بچه ها این زنگ چی داریم؟
من : هدیه و قرآن پرسش
- ممنون
من : خواهش:)
- بسههههههههه چت نکنین!
دوستم: به تو چه ربطی داره؟ تازشم چت نمیکنن سوال میپرسن خودتو وارد هر قضیه ای میکنی! (خرخونه:|)
من: ممنون بابت حمایتت
دوستم : خواهش:)
- خب دخترا مثل اینکه همه وارد شدن پس شروع میکنیم یسنا !
- سلام خانم
- سلام دخترم ؛ یسنا پیامبر درباره جانشینان بعد از خودش چی فرموده؟
- جانشینان بعد از من علی و بعد از او دو نوه ام حسن و حسین هستند سپس نه نفر از فرزندان حسین به ترتیب جانشین او هستند که آخرین آنها مهدی که از دید مردم پنهان میشود.....
معاون: سلام خانم
- سلام خانم
من تو دلم: یا ابلفضل منو نمیگه که تو وبلاگمم:|؟
معاون : خانم مثل اینکه هستی با مشکل مواجه شده و خواست که بهتون اطلاع بدم
من : خدایا شکرت:|
* بعد یه ساعت*
خب تکالیف فردا فارسی میپرسم!
من: سخت تر از این پیدا نمیشد:|؟
خب مدرسه تمامید میرم آهنگ دان کنم که مامان میاد...
مامان : بیا پسرم کلاست شروع شد دخترم لب تاپ رو ببند بیا درستو بخون:|
من : نههههههههه! خوابم میاد:|
مامان: خب پس ناهارتو بخور بعد بخواب
من: ناهار چیه؟
- آبگوشت:|
من: T^T
* مامان میرود*
* بابا می آید*
بابا: سلام
من و داداشم: سلام
بعد سلام میاد سفره رو میچینه پنیر رو از یخچال در میاره میشینه میخوره:|
من: چی میخوری؟
- صبحونه:|
داداشم: ساعت 3 ظهره:|
بابا: خب به درک از صبح هیچی نخوردم الان میخوام بخورم تازشم پنیر رو اشتباهی آوردم الان تخم مرغ آب پز میارم میخوریم
- من میل ندارم خودت بخور
- نمیشه:|
بعد یه ربع :
- بیا
- 0.0
- چیه؟
- اینو گودزیلا میتونه بخوره من چجوری بخورم؟
- عین بچه آدم:|
خلاصه این وضع زندگی من بید:/