سلام

ی داستان واقعی از اشنا شدن خودم با اریسا ساما اوردم

ماجرا از این جا شروع شد:

من در اولین وب پونی یعنی وب درسا بودم با اسم گلکسی چی چی یادم نیست

بعد ی روز هکر پیداش شد همه وحشت کردن و اینا

هکره رفت کامنتا هک شد

و ی کامنت از اریسا بود:

من کامنت هارو هک کردم:/بعدش بقیه جمله رو یادم نیس

منم تو جوابش نوشتم:

باشه ولی دیگه اینکارو نکن

اریسا نوشت:

باش چشم

بعد گفتم:

ممنان

اریسا:بیا چت روم

می:باچ

اومدیم چت روم حسابی حرفیدیم واقعیتش خجالت میکشیدم با اریسا حرف بزنم اصلا اگر میدیدین چطوری لحن نوشتنم بود تعجب میکردید بعد اریسا گفت که به گفتینوش بیام و من هم رفتم اونجا حسابی چت کردیم خندیدیم دوست صمیمی بعدش آجی شدیم من خیلی میخواستم قالب بسازم اریسا رایگان یادم دادو اینا خیلی کمکم کرد بسی دخی عالی است اریسا*-*

خب اینم آشناییXD

تومام

خیدافس